قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / نویسندگی / قلم روی آتش

قلم روی آتش

به عنوان یک زن، پیدا کردن زمان اختصاصی برای انجام کارهای خلاقانه قدری دشوار است. ما معمولا خانواده، فرزندان و خانه‌های خود را در اولویت قرار می‌دهیم و انتظار داریم بتوانیم کارهای خلاقانه خود را در ان گوشه‌کنارها و لابلای وظایف سنگینی که برعهده ما قرار دارد بگنجانیم.

این کار براحتی صورت نمی‌گیرد و نیازمند یک برنامه ریزی دقیق و اراده پولادین است.

امروز دوشنبه است، 30 اردیبهشت، نزدیک غروب. امروز انگار تمام نشدنی است. بین تماس‌های تلفنی که باید برقرار میکردم، آب دادن به گیاهان، رفتن به مرکز خرید برای خرید آرد و شکر و تهیه افطاری، شستن لباس‌ها و پهن کردن آنها، شک دارم که گاهی اوقات نفس کشیدنم را فراموش کرده باشم چه برسد به اینکه بخواهم بنویسم.
روی مبل رنگ و رو رفته حال می‌نشینم، صندلهایم را روی زمین شوت می‌کنم و یک نفس عمیق می‌کشم. همزمان نیم‌نگاهی به فاطمه کوچولو که به خواب عمیقی فرورفته است می‌اندازم. و سعی می‌کنم قبل از شروع راند جدید وظایف و مسئولیت‌ها، از لحظه لذت ببرم. هر لحظه ممکن است همسرم از راه برسد و دخترم بیدار شود. اما کارهای زیادی مانده که باید انجام دهم. بنابراین چرا باید اصلا به سمت کاغذ و قلم بروم و چیزی بنویسم وقتی که زمان و تمرکز کافی برای این کار را ندارم؟

قبل از اینکه پلک بعدی را بزنم جواب این سوال به ذهنم خطور کرد: “چون همین الان زمان دارم. زمانی که از هر چیز دیگری مثل پول، ثروت، طلا و جواهر ارزشمندتر است. اگر این لحظه را از دست بدهم دیگر هیچوقت در زندگی آن را بدست نخواهم آورد. می‌توانم هزاران کار دیگر در این چند دقیقه مختصر انجام دهم. مثل مرتب کردن روزنامه ها و مجلاتی که روی هم انباشته شده‌اند. دستمال کشیدن کتری چای‌ساز، چک کرن ایمیل یا تلگرام. اما هنوز چیزی ننوشته ام. به همین خاطر خودم را مجبور می‌کنم که دفتر و قلمم را بیاورم و چندکلمه‌ای روی کاغذ بنویسم. کلماتی که به‌زودی به پاراگراف تبدیل می‌شوند. تا زمانی که همسرم از راه برسد و دخترم بیدار شود ممکن است چیزی نوشته باشم که سرآغاز یک کار جدید و ارزشمند باشد.

ترسناک‌ترین جنبه نویسندگی

صفحه خالی کاغذ یکی از ترسناکترین جنبه‌های نویسندگی است، مخصوصا اگر اول راه باشید. فضای سفید صفحه که بیرحمانه به شما زل می‌زند می‌تواند سرسخت‌ترین نویسنده‌ها را نیز دلسرد کند. اما این مشکل براحتی قابل حل است، مخصوصا اگر به این باور برسید که هرکسی داستان مخصوص و منحصر به فرد خودش را دارد و این داستان شایسته منتشر شدن است. اما مسئله اصلی، و قاتل اصلی خلاقیت، مانعی که مستعدترین نویسنده‌ها را حتی قبل از شروع نوشتن، از نوشتن باز میدارد، زمان است. با وجود همسر، فرزندان، شغل و کارهای خانه‌داری خانم ها بیش از گذشته مشغول‌ترند و هیچ زمانی برای پروبال دادن به خلاقیت خود ندارند.

من هم مثل بقیه زن‌ها زندگی تقریبا شلوغی دارم و زمان کمی برای انجام همه کارها دارم. یک دختر 1.5 ساله دارم به اسم فاطمه، روزانه باید یک محتوای 1000 تا 2000 کلمه‌ای تولید کنم، باید به پایان‌نامه دانشگاهم برسم، باید به همسرم رسیدگی کنم. باید از احوال همسایه‌هایم باخبر باشم. در شهری زندگی می‌کنم که از پدرومادر خودم و همسرم و کلیه بستگان و آشنایان دورم. البته این مورد آخر شاید یک مزیت باشد. ولی دردسرهای خودش را هم دارد. دست آخر، تدریس خصوصی کامپیوتر هم دارم. در ضمن کارهای مربوط به خانه‌داری و آشپزی هم که خودتان اطلاع دارید. با این وجود چطور می‌توانم روزانه چند ساعت برای نوشتن کنار بگذارم؟

با تجربه‌ای که طی این ماه‌ها کسب کردم متوجه شدم مشکل اصلی ما خانم ها تنها زمان نیست. مشکل این است که مدام به خود می‌گوییم برای نوشتن به زمان بیشتری نیاز داریم. شاید تصور می‌کنیم برای نوشتن یک متن منسجم به حداقل یک ساعت زمان نیاز داریم. ما بدنبال بهترین زمان برای نوشتن هستیم، زمانی که در آن تلفن زنگ نمی‌خورد، تمام اعضای خانواده مشغول به کاری هستند و هیچکس از ما درخواستی ندارد، وتا رسیدن آن زمان نوشتن را به تعویق می‌اندازیم.

وقتی برای اولین بار شروع به نوشتن می‌کنی خیلی راحت خسته شده و جا می‌زنی. در دنیای نویسندگی، شایعه‌ به وفور یافت می‌شود. معمولا به نویسنده‌ها گفته می‌شود روزی یک ساعت بنویسید یا هزار کلمه یا 3 صفحه در روز بنویسید. این چنین نسخه پیچیدن ها برای تعداد صفحات یا زمان نوشتن هراس آور است. چه کسی این میزان زمان یا این همه حرف برای نوشتن دارد؟

حقیقت این است:

تو می‌توانی در مدت 15 دقیقه در روز کارهای زیادی انجام بدهی. همه ما در روز حداقل 15 دقیقه وقت داریم، مثلا وقتی که ماکارونی در حال جوشیدن است، یا بچه خواب است، یا منتظر پاسخ منشی آنطرف تلفن هستیم. خیلی جالب است وقتی درمیابیم که در 15 دقیقه چقدر کار جلو می‌رود. در عرض 15 دقیقه می‌توانی یک صفحه بنویسی و بعد از یک سال اولین پیش‌نویس رمانت آماده می‌شود. کار کردن در قطعه‌های زمانی 15 دقیقه‌ای آدم را مجبور به تمرکز می‌کند.

این تجربه شخصی من است. زندگی نویسندگی من بعد از اهمیت دادن به این دقایق اضافی که در روز بدست می‌آورم تغییر کرد. با استفاده از این زمان‌های اضافی می‌توانستم مقاله‌های زیادی بنویسم، وبلاگم را بروز کنم و در دفترچه روزانه خود اتفاقات مهم را یادداشت کنم.

درباره ی admin

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *